فرهنگ آریان‌پور

لوحه

#۱۷۴٬۸۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

signboard

لوحه، سرلوحه، تخته اعلان، اعلان

۲

slab

تخته سنگ، تکه، ورقه، باریکه، قطعه، لوحه، غلیظ، لیز، چسبناک، لزج، تکه تکه کردن، با اره تراشیدن، سقف را با تخته پوشاندن، باریکه باریکه شدن

۳

brede

لوح، لوحه، صفحه، تخته، ورقه، قرص

۴

plate

صفحه فلزى، ورقه یا صفحه، قاب (مثل قاب ساعت)، پلاک، لوح، لوحه، روکش، بشقاب، به قدر یک بشقاب روکش فلزى کردن، آبکارى فلزى کردن، روکش کردن، متورق کردن، صفحه، اندودن

۵

plaque

پلاک، لوحه، نشان، صفحه کوچک

۶

tablet

لوح، لوحه، صفحه، تخته، ورقه، قرص، برلوح نوشتن

۷

table

میز، سفره، خوان، لوح، جدول، لیست، فهرست، (در مجلس) از دستور خارج کردن، معوق گذاردن، روى میز گذاشتن، در فهرست نوشتن، کوهمیز، مطرح کردن