فرهنگ آریانپور
لوحه
#۱۷۴٬۸۵۷
signboard
لوحه، سرلوحه، تخته اعلان، اعلان
slab
تخته سنگ، تکه، ورقه، باریکه، قطعه، لوحه، غلیظ، لیز، چسبناک، لزج، تکه تکه کردن، با اره تراشیدن، سقف را با تخته پوشاندن، باریکه باریکه شدن
brede
لوح، لوحه، صفحه، تخته، ورقه، قرص
plate
صفحه فلزى، ورقه یا صفحه، قاب (مثل قاب ساعت)، پلاک، لوح، لوحه، روکش، بشقاب، به قدر یک بشقاب روکش فلزى کردن، آبکارى فلزى کردن، روکش کردن، متورق کردن، صفحه، اندودن
plaque
پلاک، لوحه، نشان، صفحه کوچک
tablet
لوح، لوحه، صفحه، تخته، ورقه، قرص، برلوح نوشتن
table
میز، سفره، خوان، لوح، جدول، لیست، فهرست، (در مجلس) از دستور خارج کردن، معوق گذاردن، روى میز گذاشتن، در فهرست نوشتن، کوهمیز، مطرح کردن