فرهنگ آریانپور
لو دادن
#۱۷۴٬۷۶۵
blab
فضولى کردن، وراجى کردن، گستاخى کردن، فاش و ابراز کردن، فضول
fink
خبرچین، اعتصاب شکن، جاسوسى کردن
talk
گفتگو، صحبت، حرف، مذاکره، حرف زدن
snitch
خبرکش، دله دزدى کردن، کش رفتن
expose
بى پناه گذاشتن، بى حفاظ گذاردن، درمعرض گذاشتن، نمایش دادن، افشاء کردن
inform
آگاهى دادن، مستحضر داشتن، آگاه کردن، گفتن، اطلاع دادن، چغلى کردن، آگاه ساختن، مطلع کردن
squeal
جیغ ممتد، جیغ، داد، دعوا، نزاع، فریاد، جیغ کشیدن (مثل خوک)، فاش کردن
unmask
نقاب برداشتن از، چیزى را آشکار کردن