فرهنگ آریان‌پور

لو دادن

#۱۷۴٬۷۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

blab

فضولى کردن، وراجى کردن، گستاخى کردن، فاش و ابراز کردن، فضول

۲

fink

خبرچین، اعتصاب شکن، جاسوسى کردن

۳

talk

گفتگو، صحبت، حرف، مذاکره، حرف زدن

۴

snitch

خبرکش، دله دزدى کردن، کش رفتن

۵

expose

بى پناه گذاشتن، بى حفاظ گذاردن، درمعرض گذاشتن، نمایش دادن، افشاء کردن

۶

inform

آگاهى دادن، مستحضر داشتن، آگاه کردن، گفتن، اطلاع دادن، چغلى کردن، آگاه ساختن، مطلع کردن

۷

squeal

جیغ ممتد، جیغ، داد، دعوا، نزاع، فریاد، جیغ کشیدن (مثل خوک)، فاش کردن

۸

unmask

نقاب برداشتن از، چیزى را آشکار کردن