فرهنگ آریان‌پور

له و لورده‌ کردن

#۱۷۴٬۷۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

cream

سرشیر، کرم، هر چیزى شبیه سرشیر، زبده، کرم رنگ، سرشیر بستن

۲

crash

خرد کردن، درهم شکستن، ریز ریز شدن، سقوط کردن هواپیما، ناخوانده وارد شدن، صداى بلند یا ناگهانى (در اثر شکستن)، سقوط

۳

squash

له کردن، کوبیدن و نرم کردن، خفه کردن، شربت نارنج، افشره نارنج، (گیاه شناسى) کدو، کدوى رشتى، کدو مسما

۴

clobber

(انگلیس) خمیر یاچسب سیاه رنگى که با آن ترک و شکاف هاى کفش را پر مى کنند، دنده (ماشین)، لباس، جامه، وصله کردن، به هم پیوستن، زدن، کتک زدن

۵

shellac

(shellack =) ـ لاک مخصوص لاک و الکل، بالاک جلا دادن، شکست مفتضحانه خوردن یا دادن

۶

lambaste

(lambast =) ـ تازیانه، شلاق، تازیانه زدن، زخم زبان زدن خودمانی‌