فرهنگ آریانپور
له و لورده کردن
#۱۷۴٬۷۳۴
cream
سرشیر، کرم، هر چیزى شبیه سرشیر، زبده، کرم رنگ، سرشیر بستن
crash
خرد کردن، درهم شکستن، ریز ریز شدن، سقوط کردن هواپیما، ناخوانده وارد شدن، صداى بلند یا ناگهانى (در اثر شکستن)، سقوط
squash
له کردن، کوبیدن و نرم کردن، خفه کردن، شربت نارنج، افشره نارنج، (گیاه شناسى) کدو، کدوى رشتى، کدو مسما
clobber
(انگلیس) خمیر یاچسب سیاه رنگى که با آن ترک و شکاف هاى کفش را پر مى کنند، دنده (ماشین)، لباس، جامه، وصله کردن، به هم پیوستن، زدن، کتک زدن
shellac
(shellack =) ـ لاک مخصوص لاک و الکل، بالاک جلا دادن، شکست مفتضحانه خوردن یا دادن
lambaste
(lambast =) ـ تازیانه، شلاق، تازیانه زدن، زخم زبان زدن خودمانی