واژههای فارسی←لنگرچیفرهنگ آریانپورلنگرچی#۱۷۴٬۶۸۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱anchorلنگر، لنگر کشتى لنگر انداختن، (مجازى) محکم شدن، با لنگر بستن یا نگاه داشتنواژههای نزدیک در الفبالنگر کشیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیلنگر گاهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیلنگر گاه ساحل رودخانه با اسکله یا دیوارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیلنگر گاه طبیعیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیلنگر ماسورهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیلنگراندازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر