فرهنگ آریان‌پور

لنگر انداختن

#۱۷۴٬۶۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

moor

زمین بایر، دشت، لنگر انداختن، اهل شمال آفریقا، مسلمان

۲

anchor

لنگر، لنگر کشتى لنگر انداختن، (مجازى) محکم شدن، با لنگر بستن یا نگاه داشتن

۳

harbor

لنگرگاه، بندرگاه، پناهگاه، پناه دادن، پناه بردن، لنگر انداختن، پروردن

۴

harbour

لنگرگاه، بندرگاه، پناهگاه، پناه دادن، پناه بردن، لنگر انداختن، پروردن

۵

dock

بارانداز، لنگرگاه، بریدن، کوتاه کردن، جاخالى کردن، موقوف کردن، جاى محکوم یا زندانى در محکمه