فرهنگ آریان‌پور

لنگ

#۱۷۴٬۶۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

lame

لنگ، چلاق، شل، افلیج، لنگ شدن، عاجز شدن

۲

limper

لنگ، شل، آهسته رو

۳

cripple

لنگ، چلاق، زمین گیر، عاجز، لنگ کردن، فلج کردن

۴

limp

عمل لنگیدن، شلیدن، لنگ، شل، لنگى، لنگیدن، سکته داشتن

۵

crank

دسته محور، میل لنگ، بست زانویى، خم، پیچیدگى، آدم پست فطرت، خم کردن، محوردار کردن، دسته دار شدن، کج، کوک کردن

۶

wobbler

لرزنده، لنگ، تلوتلو خور dhoti

۷

halting

ایست، مکث، درنگ، سکته، ایست کردن، مکث کردن، لنگیدن، توقف، متوقف کردن، متوقف شدن halt

۸

leg

پایه، پا، قسمت، ساق پا، ساقه، ران، پاچه، پاچه شلوار، بخش، پا زدن، دوندگى کردن

۹

game

بازى، مسابقه، سرگرمى، شکار، جانور شکارى، یک دور بازى، (به صورت جمع) مسابقه هاى ورزشى، شوخى، دست انداختن، تفریح کردن، اهل حال، سرحال

۱۰

wiper

پاک کن، جاروب کن، برف پاک کن

۱۱

single

واحد، منفرد، تک، فرد، تنها، یک نفرى، مجرد، (معمولاً با out) جدا کردن، برگزیدن، انتخاب کردن، انفرادى

۱۲

eccentric

گریزنده از مرکز، بیرون از مرکز، (مجازى) غیر عادى، غریب، عجیب