فرهنگ آریان‌پور

لمیدن

#۱۷۴٬۵۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

lounge

لمیدن، لم دادن، محل استراحت و لم دادن، اتاق استراحت، سالن استراحت، صندلى راحتى، تن آسایى، وقت گذرانى به بطالت

۲

loll

لم دادن، لمیدن، آویختن، لم، تکیه، زبان بیرون، بیرون افتادن

۳

recline

برپشت خم شدن یا خوابیدن، سرازیر کردن، خم شدن، تکیه کردن، لمیدن

۴

lean

(past: leaned, leant ; past participle: leaned, leant) ـ تکیه کردن، تکیه زدن، پشت دادن، کج شدن، خم شدن، پشت گرمى داشتن، متکى شدن، تکیه دادن به طرف، تمایل داشتن، لاغر، نزار، نحیف، اندک، ضعیف، کم سود، بیحاصل

۵

rest

آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده

۶

couch

تخت، نیمکت، خوابانیدن، در لفافه قرار دادن

۷

nestle

آشیان گرفتن، لانه کردن، آسودن، در آغوش کسى خوابیدن

۸

nuzzle

با پوزه کاویدن یا بو کردن، پوزه به خاک مالیدن، غنودن، عزیز داشتن