فرهنگ آریان‌پور

لمس - قابل -

#۱۷۴٬۵۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

palpable

پرماس پذیر، پرماسیدنى، حس کردنى، قابل لمس، آشکار، واضح

۲

tangible

قابل لمس، محسوس، پر ماس پذیر، لمس کردنى