فرهنگ آریانپور
انداختن - دور -
#۱۷٬۴۵۵
scrap
قراضه، اوراق، دور انداختن، تکه، پاره، عکس یا قسمتى از کتاب یا روزنامه که بریده شده، ته مانده، ماشین آلات اوراق، آشغال، جنگ، نزاع، اوراق کردن
rejcet
وازدن، نپذیرفتن، نپسندیدن، رد کردن، امتناع کردن از، دور انداختن، مازاد، مطرود، وازده، (در جمع) فضولات
discard
دور انداختن، ول کردن، دست کشیدن از، متروک ساختن
cast off
دور انداخته، کنار گذاشته، دور اندازى، مردود، دور انداختن
throw off
دور انداختن، بیرون دادن، فرار کردن (از تعقیب کنندگان)
throw away
دور انداختن، آشغال، چیز دور انداخته، چیز بى مصرف