فرهنگ آریان‌پور

انداختن - دست -

#۱۷٬۴۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

kid

بزغاله، چرم بزغاله، کودک، بچه، کوچولو، دست انداختن، مسخره کردن

۲

fool

نادان، احمق، ابله، لوده، دلقک، مسخره، گول زدن، فریب دادن، دست انداختن

۳

game

بازى، مسابقه، سرگرمى، شکار، جانور شکارى، یک دور بازى، (به صورت جمع) مسابقه هاى ورزشى، شوخى، دست انداختن، تفریح کردن، اهل حال، سرحال

۴

gibe

سخن طعنه آمیز گفتن، طنز گفتن، دست انداختن، باطعنه استهزاء کردن

۵

hoax

شوخى فریب آمیز، گول زدن، دست انداختن

۶

lark

خوشى، شوخى، (انگلیس) روش زندگى، (جانور شناسى) چکاوک و گونه هاى مشابه آن، قزلاخ، چکاوک شکار کردن، شوخى کردن، از روى مانع با پرش اسب جهیدن، دست انداختن

۷

flout

دست انداختن، استهزاء کردن، اهانت یا بى احترامى کردن، مسخره، توهین

۸

banter

مورد استهزاء قرار دادن، دست انداختن، شوخى کنایه دار، خوشمزگى

۹

befool

دست انداختن، مسخره کردن، گول زدن، تحمیق کردن

۱۰

bullyrag

ترساندن، تهدید کردن، دست انداختن