واژههای فارسی←لگدکوب کردنفرهنگ آریانپورلگدکوب کردن#۱۷۴٬۵۳۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱tread(past: trod ; past participle: trodden, trod) ـ گام بردارى، پا گذاشتن، راه رفتن، لگد کردنواژههای نزدیک در الفبالگد کوبی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیلگد مال کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیلگد مالیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیلگدزدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیلگدزنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیلگدزنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر