فرهنگ آریانپور
لگد زدن
#۱۷۴٬۵۱۶
spurn
لگد زدن، پشت پا زدن، رد کردن
hoof
سم، کفشک، حیوان سم دار، به اسم زدن، لگد زدن، پاى کوبیدن، رقصیدن، به شکل سم
poach
آب پز کردن (تخم مرغ با پوست)، فرو کردن، دزدکى شکار کردن، برخلاف مقررات شکار صید کردن، تجاوز کردن به، راندن، هل دادن، به هم زدن، لگد زدن، خیساندن، دزدیدن
kick
لگدزدن، با پا زدن، لگد، (در تفنگ) پس زنى، (مشروب) تندى
recoil
به حال خود برگشتن، به حال نخستین برگشتن، پس زدن، عود کردن، پس نشستن، فنرى بودن
quicken
زنده کردن، جان دادن به، روح بخشیدن، تسریع شدن، تخمیر کردن، زنده شدن