فرهنگ آریان‌پور

انداختن - بیرون -

#۱۷٬۴۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

eject

بیرون انداختن، دفع کردن، معزول کردن، پس زدن، بیرون راندن

۲

expel

بیرون انداختن، منفصل کردن، به زور خارج کردن

۳

bounce

بالا جستن، پس جستن، پریدن، گزاف گویى کردن، مورد توپ و تشر قرار دادن، بیرون انداختن، پرش، جست، گزاف گویى

۴

excrete

دفع کردن، بیرون انداختن، پس دادن

۵

extrude

بیرون انداختن، تبعید کردن، دفع کردن، بیرون آمدن، از قالب درآوردن

۶

sputter

تند و مغشوش سخن گفتن، با خشم سخن گفتن، تف پراندن، با خشم ادا کردن، بیرون انداختن

۷

throw out

بیرون انداختن