فرهنگ آریانپور
انداختن - بیرون -
#۱۷٬۴۴۰
eject
بیرون انداختن، دفع کردن، معزول کردن، پس زدن، بیرون راندن
expel
بیرون انداختن، منفصل کردن، به زور خارج کردن
bounce
بالا جستن، پس جستن، پریدن، گزاف گویى کردن، مورد توپ و تشر قرار دادن، بیرون انداختن، پرش، جست، گزاف گویى
excrete
دفع کردن، بیرون انداختن، پس دادن
extrude
بیرون انداختن، تبعید کردن، دفع کردن، بیرون آمدن، از قالب درآوردن
sputter
تند و مغشوش سخن گفتن، با خشم سخن گفتن، تف پراندن، با خشم ادا کردن، بیرون انداختن
throw out
بیرون انداختن