فرهنگ آریانپور
لقمه
#۱۷۴٬۳۵۲
morsel
لقمه، تکه، یک لقمه غذا، مقدار کم، لقمه کردن
mouthful
لقمه، دهن پر، مقدار
bit
ذره، رقم دودیى، خرده، تکه، پاره، ریزه، لقمه، تیغه رنده، لجام، دهنه، سرمته
byte
هشت بیت (با یت)، لقمه
snap
بشکن، گسیختن، قاپیدن، گاز ناگهانى سگ، قزن قفلى، گیره فنرى، لقمه، یک گاز، مهر زنى، قالب زنى، چفت، قفل کیف و غیره، عجله، شتابزدگى، ناگهانى، بى مقدمه، گاز گرفتن، چسبیدن به، قاپ زدن، سخن نیش دار گفتن، عوعو کردن
gobbet
تکه گوشت خام، لقمه، گلچین ادبى، قطره
bite
(past: bit ; past participle: bitten) ـ گاز گرفتن، گزیدن، نیش زدن، گاز، گزش، گزندگى، نیش
bolus
قطعه کوچک و گردى از هر چیزى