فرهنگ آریان‌پور

لقاح کردن

#۱۷۴٬۳۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

fertilize

بارور کردن، حاصلخیز کردن، لقاح کردن، کود دادن

۲

impregnate

آبستن کردن، لقاح کردن، اشباع کردن

۳

self

(sing.self) ـ خودشان، خودمان، خودتان