فرهنگ آریان‌پور

انداختن - بتاخیر -

#۱۷٬۴۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

hinder

پسین، عقبى، مانع، واقع در عقب، پشتى، عقب انداختن، پاگیر شدن، بازمانده کردن، مانع شدن، بتاخیر انداختن

۲

put over

تاخیر کردن، بتاخیر انداختن، از سرباز کردن، با زحمت به انجام رساندن