فرهنگ آریان‌پور

لغو کردن

#۱۷۴٬۲۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

annul

لغو کردن، باطل کردن، خنثى کردن

۲

repeal

لغو کردن، احضار کردن، احضار، باز گردانى، الغاء، لغو، فسخ

۳

revoke

لغو کردن، مانع شدن، الغا، فسخ، ابطال

۴

disannul

لغو کردن، فسخ کردن، باطل کردن

۵

cancel

فسخ کردن، لغو کردن، باطل کردن

۶

nullify

بى اثر کردن، لغو کردن

۷

abrogate

منسوخ، از میان برده، ملغى، از میان بردن، باطل کردن، منسوخ کردن، لغو کردن

۸

override

(past: overrode ; past participle: overridden) ـ سواره گذشتن از، پایمال کردن، باطل ساختن، برترى جستن بر، برتر یا مهمتر بودن، لغو کردن، باطل کردن

۹

countermand

فسخ کردن، لغو کردن، برگرداندن حکم صادره، ممنوع کردن

۱۰

lift

بلند کردن، سرقت کردن، بالا رفتن، مرتفع به نظر آمدن، بلندى، بالابرى، یک وهله بلند کردن بار، دزدى، سرقت، ترقى، پیشرفت، ترفیع، آسانسور، بالارو، جر ثقیل، بالا بر lift recall reverse

۱۱

abort

بچه انداختن، سقط کردن، نارس ماندن، ریشه نکردن، عقیم ماندن، بى نتیجه ماندن

۱۲

abolish

برانداختن، از میان بردن، منسوخ کردن