فرهنگ آریان‌پور

لغزنده

#۱۷۴٬۲۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

slipper

لغزنده، تاشو، لیز، کفش راحتى

۲

slipover

لغزنده، بسهولت جابجا شونده، روکش متکا

۳

slide

(past: slid ; past participle: slid) ـ لغزش، سرازیرى، سراشیبى، ریزش، سرسره، کشو، اسباب لغزنده، سورتمه، تبدیل تلفظ حرفى به حرف دیگرى، لغزنده، سرخونده، پس و پیش رونده، لغزیدن، سریدن، سر، سراندن

۴

slider

سر (sor) خورنده، لغزنده

۵

slippy

(slippery =) ـ لیز، لغزنده، بى ثبات، دشوار، لغزان

۶

slippery

لیز، لغزنده، بى ثبات، دشوار، لغزان

۷

lubricious

لیز، نرم، هرزه، بى قرار، بى ثبات، لغزنده، گریز پا

۸

rattletrap

قراضه، داراى صداى تق تق، لغزنده، سست، پر حرف

۹

satiny

اطلسى