فرهنگ آریانپور
لغزنده
#۱۷۴٬۲۲۳
slipper
لغزنده، تاشو، لیز، کفش راحتى
slipover
لغزنده، بسهولت جابجا شونده، روکش متکا
slide
(past: slid ; past participle: slid) ـ لغزش، سرازیرى، سراشیبى، ریزش، سرسره، کشو، اسباب لغزنده، سورتمه، تبدیل تلفظ حرفى به حرف دیگرى، لغزنده، سرخونده، پس و پیش رونده، لغزیدن، سریدن، سر، سراندن
slider
سر (sor) خورنده، لغزنده
slippy
(slippery =) ـ لیز، لغزنده، بى ثبات، دشوار، لغزان
slippery
لیز، لغزنده، بى ثبات، دشوار، لغزان
lubricious
لیز، نرم، هرزه، بى قرار، بى ثبات، لغزنده، گریز پا
rattletrap
قراضه، داراى صداى تق تق، لغزنده، سست، پر حرف
satiny
اطلسى