لغزش
#۱۷۴٬۱۹۲
slip
لغزش، خطا، سهو، اشتباه، لیزى، گمراهى، قلمه، سرخورى، تکه کاغذ، زیر پیراهنى، ملافه، روکش، متکا، نهال، اولاد، نسل، لغزیدن، لیز خوردن، گریختن، سهو کردن، اشتباه کردن، از قلم انداختن
error
لغزش، اشتباه، غلط، سهو، خطا، عقیده نادرست، تقصیر error ـ (46)
gaffe
لغزش، اشتباه در گفتار یا کردار
slither
لغزش، غلت، آشغال، سنگریزه، تراشه، شکاف، سریدن، خزیدن، غلتیدن
peccadillo
لغزش، اشتباه کوچک
trip
سبک رفتن، پشت پا خوردن یازدن، لغزش خوردن، سکندرى خوردن، سفر کردن، گردش کردن، گردش، سفر، لغزش، سکندرى
lapse
نسیان، لغزش، خطا، برگشت، انحراف موقت، انصراف، مرور، گذشت زمان، زوال، سپرى شدن، انقضاء، استفاده از مرور زمان، ترک اولى، الحاد، خرف شدن، سهو و نسیان کردن، از مد افتادن، مشمول مرور زمان شدن
bobble
پى درپى اشتباه کردن، مرتکب خطا شدن، اشتباه کارى، لغزش
flounder
(جانور شناسى) نوعى ماهى پهن، لغزش، اشتباه، در گل تقلا کردن، بال بال زدن، دست و پا کردن
blame
مقصر دانستن، عیب جویى کردن از، سرزنش کردن، ملامت کردن، انتقاد کردن، گله کردن، لکه دار کردن، اشتباه، گناه، سرزنش
coast
ساحل، دریاکنار، سریدن، سرازیر رفتن
fallacy
سفسطه، دلیل سفسطه آمیز، استدلال غلط
erroneous
نادرست، غلط، پر از غلط، اشتباه، مغلوط
inaccuracy
نادرستى، عدم صحت، اشتباه، غلط، چیز ناصحیح و غلط، عدم دقت
inexactitude
عدم دقت