فرهنگ آریانپور
لعنت
#۱۷۴٬۱۱۶
damn
لعنت کردن، لعنت، فحش، بسیار، خیلى
doggone
لعنت شده، نفرین شده، نفرین کردن
malediction
لعنت، بدگویى، لعن
darn
رفو کردن، رفو، لعنتى، فحش
cuss
(curse =) ـ فحش، لعنت، فحش دادن، نفرین کردن
curse
نفرین، دشنام، لعنت، بلا، مصیبت، نفرین کردن، ناسزا گفتن، فحش دادن
execration
نفرت، تنفر، نفرین، لعنت، مایه ى نفرت، زشتى
ban
قدغن کردن، تحریم کردن، لعن کردن، لعن، حکم تحریم یا تکفیر، اعلان ازدواج در کلیسا