فرهنگ آریانپور
انحناء
#۱۷٬۴۰۹
deflexion
انحناء، خم سازى، انحراف، پیچش
deflection
انحناء، خم سازى، انحراف، پیچش، انکسار، شکست
wind
(past: wound ; past participle: wound) ـ پیچیدن، کوک کردن، باد خورده کردن، در معرض باد گذاردن، از نفس انداختن، خسته کردن یا شدن، از نفس افتادن، پیچاندن، پیچ دان، کوک کردن (ساعت و غیره)، انحناء، انحنا یافتن، حلقه زدن، چرخاندن، باد، نفخ، نفس
flexion
(flection =) ـ خمیدگى، انحناء
flexure
خمیدگى، خم، انحناء، چین
incurve
خمیدگى، انحناء، کج کردن
flection
(flexion =) ـ خمیدگى، کجى، خم سازى، انحناء، تصریف
curvature
پیچش، کجى، خمیدگى، انحناء، مقدار انحناء، انحنا
inflexion
(inflection =) ـ خم سازى، خمیدگى، انعطاف، انحناء
inflection
(inflexion =) ـ خم سازى، خمیدگى، انعطاف، انحناء، صرف فعل، کجى
tortuosity
پیچ و خم، انحناء