فرهنگ آریان‌پور

انحناء

#۱۷٬۴۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

deflexion

انحناء، خم سازى، انحراف، پیچش

۲

deflection

انحناء، خم سازى، انحراف، پیچش، انکسار، شکست

۳

wind

(past: wound ; past participle: wound) ـ پیچیدن، کوک کردن، باد خورده کردن، در معرض باد گذاردن، از نفس انداختن، خسته کردن یا شدن، از نفس افتادن، پیچاندن، پیچ دان، کوک کردن (ساعت و غیره)، انحناء، انحنا یافتن، حلقه زدن، چرخاندن، باد، نفخ، نفس

۴

flexion

(flection =) ـ خمیدگى، انحناء

۵

flexure

خمیدگى، خم، انحناء، چین

۶

incurve

خمیدگى، انحناء، کج کردن

۷

flection

(flexion =) ـ خمیدگى، کجى، خم سازى، انحناء، تصریف

۸

curvature

پیچش، کجى، خمیدگى، انحناء، مقدار انحناء، انحنا

۹

inflexion

(inflection =) ـ خم سازى، خمیدگى، انعطاف، انحناء

۱۰

inflection

(inflexion =) ـ خم سازى، خمیدگى، انعطاف، انحناء، صرف فعل، کجى

۱۱

tortuosity

پیچ و خم، انحناء