فرهنگ آریان‌پور

لطیفه

#۱۷۴٬۰۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

mot

لطیفه، بذله، نکته، (م.ل.) کلمه، سخن نغز

۲

jest

لطیفه، بذله، شوخى، بذله گویى، خوش طبعى، طعنه، گوشه، کنایه، عمل، کردار، طعنه زدن، تمسخر کردن، استهزاء کردن، به بازى گرفتن، شوخى کردن، مزاح گفتن

۳

mots

لطیفه، بذله، نکته، (م.ل.) کلمه، سخن نغز mot oneliner

۴

epigram

لطیفه، هجا، سخن نیشدار، قطعه هجایى

۵

jape

فریب، لطیفه، گول، شوخى، دست انداختن شخص، طعنه، فریب دادن، لطیفه زدن، مسخره کردن، گمراه کردن، جماع کردن

۶

joke

شوخى، لطیفه، بذله، شوخى کردن

۷

plisky

(pliskie =) ـ لطیفه، بذله

۸

witticism

بذله گویى، لطیفه، شوخى، لطیفه گویى، مسخره

۹

bon mot

شوخى، بذله، لطیفه

۱۰

crack

کاف، رخنه، ترک، شکاف، ضربت، ترق تروق، ترکانیدن، (شلاق) را به صدا درآوردن، تولید صداى ناگهانى و بلند کردن، شکاف برداشتن، ترکیدن، تق کردن

۱۱

story

حکایت، داستان، نقل، روایت، گزارش، شرح، طبقه، اشکوب، داستان گفتن، به صورت داستان در آوردن

۱۲

pleasantry

لطیف طبعى، بذله گویى، شوخى