فرهنگ آریان‌پور

انحنا

#۱۷٬۴۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

curve

خط منحنى، چیز کج، خط خمیده انحناء، پیچ، منحنى، خم

۲

curvature

پیچش، کجى، خمیدگى، انحناء، مقدار انحناء، انحنا

۳

bow

خم شدن، تعظیم کردن، تعظیم، کمان، قوس

۴

bend

(past: bent ; past participle: bent) ـ خمیدن، خمش، زانویه، خمیدگى، شرایط خمیدگى، زانویى، گیره، خم کردن، کج کردن، منحرف کردن، تعظیم کردن، دولا کردن، کوشش کردن، بذل مساعى کردن

۵

bight

حلقه طناب، پیچ و خم، پیچ رودخانه، خلیج کوچک، باطناب بستن

۶

crook

عصاى سرکج، کجى، آدم قلابى، کلاه بردار، خم کردن، کج کردن crookedness

۷

camber

خمیده کردن، منحنى کردن، قوز یا خمیدگى اندک، تحدب کم، تیر یا الوار خمیده و کج