فرهنگ آریان‌پور

انحلال

#۱۷٬۴۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

disbandment

انحلال، بر هم خوردگى

۲

break up

تفکیک کردن، تجزیه، انحلال، فرور یختن، در هم شکنى

۳

dissolution

تجزیه، حل، فساد، از هم پاشیدگى، فسخ

۴

liquidation

تسویه، از بین رفتن، واریز حساب، نابودى