فرهنگ آریان‌پور

لش

#۱۷۳٬۹۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

bulk

جسم، جثه، لش، تنه، جسامت، حجم، اندازه، به صورت توده جمع کردن، انباشتن، توده، اکثریت

۲

sluggish

گرانجان، تنبل، لش، کند، بطى، آهسته رو، کساد

۳

idle

بیکار، تنبل، بیهوده، بیخود، بى اساس، بى پر و پا، وقت گذراندن، وقت تلف کردن، تنبل شدن، عاطل

۴

lazy

تنبل، درخورد تنبلى، کند، بطیى، کندرو، با کندى حرکت کردن، سست بودن

۵

inert

نا کار، فاقد نیروى جنبش، بیروح، بیجان، ساکن، راکد

۶

clumsy

بدترکیب، زمخت، خام دست، ناآزموده