انحطاط
#۱۷٬۳۹۵
retrogradation
انحطاط، سیر قهقهرایى، قفاروى، پس روى
chute
شیب تند رودخانه، ناودان یا مجراى سرازیر، مخفف کلمه پاراشوت، (مجازى) سقوط، انحطاط، زوال
slough
لجن زار، لجن، باتلاق، نهر، انحطاط، در لجن گیر افتادن، پوست ریخته شده مار، پوست مار، پوسته خارجى، پوست، سبوس، پوست دله زخم، پوسته پوسته شدگى، پوست انداختن، ضربه سنگین زدن
decline
کاهش، شیب پیدا کردن، رد کردن، نپذیرفتن، صرف کردن (اسم یاضمیر)، زوال، انحطاط، خم شدن، مایل شدن، رو بزوال گذاردن، تنزل کردن، کاستن
downfall
افت، سقوط، زوال، انحطاط، ریزش، بارش
downhill
سرازیرى، سر پائینى، نشیب، انحطاط
decadence
زوال، تنزل، انحطاط، فساد، آغاز ویرانى
degeneracy
فساد، انحطاط
devolution
واگذارى، انتقال (پشت در پشت)، نزول، فساد تدریجى، انحطاط، تفویض اختیارات
degeneration
فساد، انحطاط، تباهى
ruin
نابودى، خرابى، خرابه، ویرانه، تباهى، خراب کردن، فنا کردن، فاسد کردن
falloff
تمایل داشتن، متوجه بودن، منحرف شدن، انحراف، نزول
declination
میل، تمایل، دورى از محور اصلى effeteness