فرهنگ آریان‌پور

لزج

#۱۷۳٬۹۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

inviscid

لزج، چسبناک

۲

slab

تخته سنگ، تکه، ورقه، باریکه، قطعه، لوحه، غلیظ، لیز، چسبناک، لزج، تکه تکه کردن، با اره تراشیدن، سقف را با تخته پوشاندن، باریکه باریکه شدن

۳

slimy

لجن مال، لجن آلوده، لزج، لیز

۴

viscose

چسبناک، لزج، غیظ، پرقوام، ناروان

۵

glutinous

چسبناک، لزج، چسبنده، سریشمى

۶

clammy

تر و چسبناک، سرد و مرطوب، آهسته رو، بى حرارت

۷

viscid

چسبناک، چسبنده، غلیظ و شیره مانند

۸

slippery

لیز، لغزنده، بى ثبات، دشوار، لغزان