فرهنگ آریان‌پور

انحصاری

#۱۷٬۳۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

mere

دریا، آب راکد، مرداب، محض، خالى، تنها، انحصارى، فقط

۲

patent

آشکار، داراى حق امتیاز، امتیازى، به وسیله حق امتیاز محفوظ مانده، داراى حق انحصارى، گشاده، مفتوح، آزاد، محسوس، حق ثبت اختراع، امتیاز نامه، امتیاز یاحق انحصارى به کسى دادن، اعطا کردن (امتیاز) ـ

۳

preemptive

قبضه اى، انحصارى، وابسته به حق شفعه، وابسته به پیشدستى

۴

select

برگزیده، ممتاز منتخب، سوا کرده، گزیدن، جدا کردن، انتخاب کردن

۵

exclusive

منحصراً، انحصارا، چنانکه از دخول دیگران جلوگیرى کند monopolistic