فرهنگ آریانپور
لذت
#۱۷۳٬۸۳۷
enjoyment
لذت، خوشى، برخوردارى
joy
خوشى، سرور، مسرت، لذت، حظ، شادى کردن، خوشحالى کردن، لذت بردن از
frill
چین، حاشیه چین دار، زواید، تزیینات، پیرایه، چیز بیخود یا غیر ضرورى، افراط، لذت، تجمل، لرزیدن (از سرما)، حاشیه دوختن بر، ریشه دار کردن
treat
رفتار کردن، تلقى کردن، مورد عمل قرار دادن، بحث کردن، سر و کار داشتن با، مربوط بودن به، مهمان کردن، عمل آوردن، درمان کردن، درمان شدن، خوراک رایگان، چیز لذت بخش
relish
ذائقه، مزه، طعم، چاشنى، ذوق، رغبت، اشتها، مزه آوردن، خوش مزه کردن، با رغبت خوردن، لذت بردن از
delight
خوشى، لذت، شوق، میل، دلشاد کردن، لذت دادن، محظوظ کردن
brannigan
خوشى، لذت، داد و بیداد، جنجال
delectation
خوشى، لذت، صفا، حظ نفس
titillation
غلغلک، غلغلک آورى، لذت، کیف، هیجان
gratification
خشنودى، لذت، سر بلندى
kick
لگدزدن، با پا زدن، لگد، (در تفنگ) پس زنى، (مشروب) تندى
wallop
(walloper =) ـ شلاق زدن، سخت زدن (مثل مشت زن)