فرهنگ آریانپور
لخته
#۱۷۳٬۸۱۵
lobe
نرمه (مثل نرمه گوش)، آویز، بخش پهن و گردى که به چیزى آویخته یا پیش آمده باشد، لخته، گوشه، بخشى از عضله یا مغز
clod
کلوخ، خاک، لخته، دلمه
clot
توده، لخته خون، دلمه شدن، لخته شدن (خون)
coagulum
دلمه، خون بسته، علقه، لخته
floccule
توده هاى معلق درمایع (که خود از تجمع ذراتى تشکیل شده)، دلمه، لخته
thrombus
(پزشکى) خون منعقد شده در رگ، لخته
gob
تکه، تخته، تخته کف، کلوخه، مقدار بزرگ و زیاد، یک دهن غذا، دهان، (آمریکایى) ملوان
loaf
قرص نان، کله قند، تکه، وقت را بیهوده گذراندن، ولگردى کردن
patch
تکه، وصله، مشمع روى زخم، قطعه زمین، جالیز، مدت، زمان معین، وصله ناجور، وصله کردن، وصله دوزى کردن، تعمیر کردن، به هم جور کردن، سرهم کردن
dollop
دسته علف و غیره، کومه، توده