فرهنگ آریان‌پور

لخته

#۱۷۳٬۸۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

lobe

نرمه (مثل نرمه گوش)، آویز، بخش پهن و گردى که به چیزى آویخته یا پیش آمده باشد، لخته، گوشه، بخشى از عضله یا مغز

۲

clod

کلوخ، خاک، لخته، دلمه

۳

clot

توده، لخته خون، دلمه شدن، لخته شدن (خون)

۴

coagulum

دلمه، خون بسته، علقه، لخته

۵

floccule

توده هاى معلق درمایع (که خود از تجمع ذراتى تشکیل شده)، دلمه، لخته

۶

thrombus

(پزشکى) خون منعقد شده در رگ، لخته

۷

gob

تکه، تخته، تخته کف، کلوخه، مقدار بزرگ و زیاد، یک دهن غذا، دهان، (آمریکایى) ملوان

۸

loaf

قرص نان، کله قند، تکه، وقت را بیهوده گذراندن، ولگردى کردن

۹

patch

تکه، وصله، مشمع روى زخم، قطعه زمین، جالیز، مدت، زمان معین، وصله ناجور، وصله کردن، وصله دوزى کردن، تعمیر کردن، به هم جور کردن، سرهم کردن

۱۰

dollop

دسته علف و غیره، کومه، توده