فرهنگ آریان‌پور

لخت

#۱۷۳٬۷۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

lax

لخت، سست، شل، سهل انگار، اهمال کار، لینت مزاج، شل کردن، ول کردن، رها کردن

۲

nude

لخت، برهنه، پوچ، عریان، بى اثر

۳

naked

برهنه، عریان، عادى، لخت

۴

picked

نوک تیز، نوک دار، خاردار، برگزیده، پاک کرده، انتخاب شده، لخت، پوست کنده، کلنگ خورده

۵

lumpish

سنگین، گنده، تنه لش، لخت (lakht)، کودن

۶

cut

(past: cut ; past participle: cut) ـ بریدن، بریدگى، بریده، تقلیل دادن، گسیختن، گسستن، چیدن، زدن، پاره کردن، قطع کردن، کم کردن، تراش دادن (الماس و غیره)، عبور کردن، گذاشتن، برش، چاک، شکاف، معبر، کانال، جوى، تخفیف

۷

bare

به طور عریان، با اشکال

۸

limp

عمل لنگیدن، شلیدن، لنگ، شل، لنگى، لنگیدن، سکته داشتن

۹

inert

نا کار، فاقد نیروى جنبش، بیروح، بیجان، ساکن، راکد

۱۰

stark

خشن، زبر، شجاع، خشک و سرد (در مورد زمین)، شاق، قوى، کامل، سرراست، رک، صرف، مطلق، حساس، سفت، سرسخت، پاک، تماماً

۱۱

share

سهم، تسهیم کردن، سهم بردن، حصه، بخش، بهره، قسمت، بخش کردن، قیچى کردن

۱۲

leaden

سربى، مانند سرب، سربى رنگ، کند

۱۳

altogether

روى هم رفته، از همه جهت، یکسره، تماماً، همگى، مجموعاً، کاملاً، منصفاً