فرهنگ آریان‌پور

لحیم‌ کردن

#۱۷۳٬۷۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

braze

لحیم کردن، سخت کردن

۲

solder

لحیم، کفشیر، جوش، وسیله التیام و اتصال، لحیم کردن، جوش دادن، التیام دادن

۳

weld

جوش، جوش دادن، جوش خوردن، جوشکارى کردن، پیوستن

۴

fusion

ذوب، گداختگى، آمیزش، امتزاج، ائتلاف یک شرکت با شرکت دیگر، ترکیب و امتزاج