فرهنگ آریانپور
لجن زار
#۱۷۳٬۷۰۱
slough
لجن زار، لجن، باتلاق، نهر، انحطاط، در لجن گیر افتادن، پوست ریخته شده مار، پوست مار، پوسته خارجى، پوست، سبوس، پوست دله زخم، پوسته پوسته شدگى، پوست انداختن، ضربه سنگین زدن
sloughy
لجن زار، پر از لجن، دله بسته، شبیه دله، شبیه پوست مرده
bog
باتلاق، سیاه آب، گندآب، لجن زار، در باتلاق فرورفتن
fenny
باتلاقى، گلى، مردابى، لجن زار
marsh
مرداب، سیاه آب، لجن زار، باتلاق
swampy
باتلاقى، لجن زار
foundrous
(founderous =) ـ باتلاقى، لجن زار
founderous
(foundrous =) ـ باتلاقى، لجن زار