فرهنگ آریان‌پور

لجام

#۱۷۳٬۶۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

bit

ذره، رقم دودیى، خرده، تکه، پاره، ریزه، لقمه، تیغه رنده، لجام، دهنه، سرمته

۲

line

خط، سطر، بند، ریسمان، رسن، طناب، سیم، جاده، دهنه، لجام خط کشیدن، خط انداختن در، خط دار کردن، آراستن، تراز کردن، آستر کردن، پوشاندن، ردیف، رشته line ـ (66)

۳

rein

افسار، زمام، عنان، لجام، افسار کردن، کنترل، ممانعت، لجام زدن، راندن، مانع شدن

۴

snaffle

میخ طویله و زنجیر، با میخ طویله و زنجیر بستن، دزدیدن، سرقت کردن، لجام