فرهنگ آریان‌پور

انحراف

#۱۷٬۳۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

detour

انحراف، خط سیر را منحرف کردن

۲

deviance

انحراف، برگشتگى، رفتار منحرف، کج رفتارى

۳

deviancy

انحراف، برگشتگى، رفتار منحرف، کج رفتارى

۴

aberrance

انحراف، گمراهى، ضلالت، کجراهى

۵

deviation

انحراف، انحراف جنسى

۶

digression

انحراف، گریز، پرت شدگى از موضوع

۷

invert

وارونه کردن، برگشتگى، برگردانى، بالعکس کردن، سوء تعبیر، انحراف، سخن واژگون، قلب عبارت، معکوس کردن نسبت

۸

leeway

یک ور شدگى کشتى در اثر باد، حرکت یک ورى، انحراف، (مجازى) مهلت، عقب افتادگى، راه گریز

۹

offset

جبران کردن، افست، چاپ افست، جابجاسازى، مبدا، نقطه شروع مسابقه، چین، خمیدگى، انحراف، وزنه متعادل، رقم متعادل کننده، متعادل کردن، خنثى کردن، چاپ افست کردن واژه هاى شامل

۱۰

falloff

تمایل داشتن، متوجه بودن، منحرف شدن، انحراف، نزول

۱۱

deflexion

انحناء، خم سازى، انحراف، پیچش

۱۲

departure

حرکت، عزیمت، کوچ، مرگ، انحراف

۱۳

aberration

خبط، گمراهى، انحراف، کجراهى، (پزشکى) عدم انطباق کانونى

۱۴

corruption

فساد، انحراف

۱۵

deflection

انحناء، خم سازى، انحراف، پیچش، انکسار، شکست

۱۶

inclination

نهاد، سیرت، طبیعت، تمایل، شیب، انحراف

۱۷

leaning

(past: leaned, leant ; past participle: leaned, leant) ـ تکیه کردن، تکیه زدن، پشت دادن، کج شدن، خم شدن، پشت گرمى داشتن، متکى شدن، تکیه دادن به طرف، تمایل داشتن، لاغر، نزار، نحیف، اندک، ضعیف، کم سود، بیحاصل lean