فرهنگ آریان‌پور

انچه کارگر از خود بر سر کار می برد

#۱۷٬۳۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

finding

(past: found ; past participle: found) ـ پیدا کردن، یافتن، جستن، تشخیص دادن، کشف کردن، چیز یافته، مکشوف، یابش find