فرهنگ آریان‌پور

لب زدن

#۱۷۳٬۲۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

taste

چشیدن، لب زدن، مزه کردن، مزه دادن، مزه، طعم، چشایى، ذوق، سلیقه

۲

take

(past: took ; past participle: taken) ـ گرفتن، ستاندن، لمس کردن، بردن، برداشتن، خوردن، پنداشتن

۳

touch

دست زدن به، لمس کردن، پرماسیدن، زدن، رسیدن به، متاثر کردن، متاثر شدن، لمس دست زنى، پرماس، حس لامسه

۴

nibble

لقمه یا تکه کوچک، گاز زدن، اندک اندک خوردن، مثل بز جویدن

۵

lipping

لب، لبه، کنار، طاقت، سخن، بیان، لبى، با لب لمس کردن lip