فرهنگ آریان‌پور

لایه لایه‌ کردن

#۱۷۳٬۲۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

bed

بستر، کف، رختخواب، (مجازى) طبقه، ته، باغچه، خوابیدن (در بستر)، تشکیل طبقه دادن

۲

slice

برش، قاش، تکه، باریکه، باریک، گوه، سهم، قسمت، تیغه گوشت برى، قاش کردن، بریدن، قاچ، قاچ کردن

۳

stratify

چینه چینه کردن، طبقه طبقه کردن