فرهنگ آریان‌پور

لایه

#۱۷۳٬۱۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

stratum

لایه، چینه، طبقه، پایه، رتبه، طبقه نسج سلولى، قشر

۲

leaf

برگ، ورق، لایه، صفحه، لنگه، ورقه، دندانه، برگى شکل، برگ دادن، جوانه زدن، ورق زدن

۳

riband

(ribband =) ـ لایه، پشت بند، نوار، نوار تزیینى، روبان، تیر

۴

strand

کنار دریا، کنار رود، کرانه، بندرگاه، رشته، لا، لایه، رودخانه، مجرا، مسیر، رسیدن، بصخره خوردن کشتى، تنها گذاشتن، گیر افتادن، متروک ماندن، به هم بافتن و به صورت طناب درآوردن

۵

lamella

(lamellas، lamellae) لایه، صفحه، برگ، عضو شبیه لایه

۶

padding

دفترچه یادداشت، لایى، لایى گذاشتن، جاده، معبر، دزد پیاده، اسب راهوار، پیاده سفر کردن، قدم زدن، زیر پالگد کردن، صداى پا، تشک، هر چیز نرم، لایه، پشتى، آب خشک کن، مرکب خشک کن، بالسشتک زخم بندى، با آب و تاب گفتن، لفاف کردن، با لایه نرم یا بالشتک پوشاندن pad

۷

ribband

(riband =) ـ لایه، پشت بند، نوار، نوار تزیینى، روبان، تیر

۸

substrate

زیر لایه، شکل فرعى، سفره، لایه

۹

bed

بستر، کف، رختخواب، (مجازى) طبقه، ته، باغچه، خوابیدن (در بستر)، تشکیل طبقه دادن bed رنگ‌

۱۰

seam

درز، بخیه، شکاف، درز لباس، خط اتصال، درز گرفتن، درز دادن، به وسیله درزگیرى به هم متصل کردن، به هم پیوستن، رگه نازک معدن زمین‌ شناسی‌

۱۱

coat

کت، نیمتنه، روکش، پوشاندن، روکش کردن، اندودن

۱۲

crust

کبره، کبره بستن، قسمت خشک و سخت نان، پوست نان، قشر، پوسته سخت هر چیزى، آدم جسور و بى ادب

۱۳

blanket

پتو، جل، روکش، با پتو و یا جل پوشاندن، پوشاندن

۱۴

bolster

بالش، متکا، تیرى که به طور عمودى زیرپایه گذارده شود، با بالش نگهداشتن، پشتى کردن، تکیه دادن، تقویت کردن