لایه
#۱۷۳٬۱۳۷
stratum
لایه، چینه، طبقه، پایه، رتبه، طبقه نسج سلولى، قشر
leaf
برگ، ورق، لایه، صفحه، لنگه، ورقه، دندانه، برگى شکل، برگ دادن، جوانه زدن، ورق زدن
riband
(ribband =) ـ لایه، پشت بند، نوار، نوار تزیینى، روبان، تیر
strand
کنار دریا، کنار رود، کرانه، بندرگاه، رشته، لا، لایه، رودخانه، مجرا، مسیر، رسیدن، بصخره خوردن کشتى، تنها گذاشتن، گیر افتادن، متروک ماندن، به هم بافتن و به صورت طناب درآوردن
lamella
(lamellas، lamellae) لایه، صفحه، برگ، عضو شبیه لایه
padding
دفترچه یادداشت، لایى، لایى گذاشتن، جاده، معبر، دزد پیاده، اسب راهوار، پیاده سفر کردن، قدم زدن، زیر پالگد کردن، صداى پا، تشک، هر چیز نرم، لایه، پشتى، آب خشک کن، مرکب خشک کن، بالسشتک زخم بندى، با آب و تاب گفتن، لفاف کردن، با لایه نرم یا بالشتک پوشاندن pad
ribband
(riband =) ـ لایه، پشت بند، نوار، نوار تزیینى، روبان، تیر
substrate
زیر لایه، شکل فرعى، سفره، لایه
bed
بستر، کف، رختخواب، (مجازى) طبقه، ته، باغچه، خوابیدن (در بستر)، تشکیل طبقه دادن bed رنگ
seam
درز، بخیه، شکاف، درز لباس، خط اتصال، درز گرفتن، درز دادن، به وسیله درزگیرى به هم متصل کردن، به هم پیوستن، رگه نازک معدن زمین شناسی
coat
کت، نیمتنه، روکش، پوشاندن، روکش کردن، اندودن
crust
کبره، کبره بستن، قسمت خشک و سخت نان، پوست نان، قشر، پوسته سخت هر چیزى، آدم جسور و بى ادب
blanket
پتو، جل، روکش، با پتو و یا جل پوشاندن، پوشاندن
bolster
بالش، متکا، تیرى که به طور عمودى زیرپایه گذارده شود، با بالش نگهداشتن، پشتى کردن، تکیه دادن، تقویت کردن