فرهنگ آریان‌پور

لاینقطع

#۱۷۳٬۱۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

incessant

لاینقطع، پیوسته، پى در پى، بى پایان roundtheclock

۲

continuate

لاینقطع، پى درپى، پیوسته به هم، سریع الاتصال

۳

solid

جسم جامد، ماده جامد، سفت، سخت، مکعب، سه بعدى، محکم، استوار، قوى، خالص، ناب، بسته، منجمد، یک پارچه، حجمى، توپر، نیرومند، قابل اطمینان

۴

unbroken

(unbroke =) ـ رام نشده، سوقان گیرى نشده، مسلسل، ناشکسته

۵

perpetual

ابدى، همیشگى، مدام

۶

continuing

ادامه دادن، دنبال کردن continue