فرهنگ آریان‌پور

گیلاس

#۱۷۲٬۶۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

cherry

گیلاس

۲

demitasse

گیلاس، فنجان قهوه خورى

۳

glass

شیشه، آبگینه، لیوان، گیلاس، جام، استکان، آئینه، شیشه دوربین، شیشه ذره بین، عدسى، شیشه آلات، آلت شیشه اى، عینک، شیشه گرفتن، عینک دار کردن، شیشه اى کردن، صیقلى کردن

۴

goblet

ساغر، جام، گیلاس شراب، تکه، قطعه، قطره

۵

hit

(past: hit ; past participle: hit) ـ زدن، خوردن، اصابت، موفقیت، ضربت، تصادف، نمایش یا فیلم پرمشترى، خوردن به، اصابت کردن به هدف زدن