فرهنگ آریانپور
گیری - سخت -
#۱۷۲٬۴۹۵
tax
مالیات، باج، خراج، تحمیل، تقاضاى سنگین، ملامت، تهمت، سخت گیرى، مالیات بستن، مالیات گرفتن از، متهم کردن، فشار آوردن بر
rigidly
بسختى، سخت، (به طور محکم)، با سخت گیرى، با دقت
exaction
مطالبه به زور، تحمیل، سخت گیرى، اخاذى
severity
سختى، شدت، سخت گیرى، دقت، خشونت
crackdown
تادیب، سخت گیرى
stricture
خشونت، سخت گیرى، باریک بینى، جراحت، تنگى، ضیق