فرهنگ آریانپور
گیرودار
#۱۷۲٬۴۷۰
throe
تیر کشیدن (در د)، زایمان، رنج، گیرودار
distress
پریشانى، اندوه، محنت، تنگدستى، درد، مضطرب کردن، محنت زده کردن
extremity
نهایت، حدنهایى، انتها، سر، ته، مضیقه، شدت
predicament
مخمصه، حالت، وضع نامساعد، وضع خطرناک
#۱۷۲٬۴۷۰
تیر کشیدن (در د)، زایمان، رنج، گیرودار
پریشانى، اندوه، محنت، تنگدستى، درد، مضطرب کردن، محنت زده کردن
نهایت، حدنهایى، انتها، سر، ته، مضیقه، شدت
مخمصه، حالت، وضع نامساعد، وضع خطرناک