گیره
#۱۷۲٬۴۳۰
pawl
گیره، عایق، شیطانک، با گیره یا عایق نگاه داشتن، میله گردان محور چرخ لنگر
clamp
گیره، بند، انبرک، با گیره نگاه داشتن، با قید و منگنه محکم بستن
becket
گیره، حایل، حلقه پارو
clasper
گیره، پیچنده
dog
سگ، سگ نر، میله قلاب دار، گیره، دنبال کردن، مثل سگ دنبال کردن dog کشتیرانی
nip
نیشگون، گاز گرفتن، کش رفتن، جوانه زدن، شکفتن، مانع رشد و نمو شدن، به باد انتقاد گرفتن، در اثر سرما بى حس شدن، صدمه زدن، دردناک بودن، جفت جفت زدن، پریدن، جیم شدن، چیز، چیزى، جزیى، نیش، زخم زبان، سرمازدگى (گیاه وجوانه ها)، طعم تند و تیز (مثل فلفل)، سوزش، دزدى، منگنه، گیره، ذره، خرده
pin
سنجاق، پایه سنجاقى، میخ کوچک ساعت، محور کوچکى که چیزى دور آن بگردد، دستگیره در، گیره، گیره سر، گیره کاغذ، گیره لباس، (در بولینگ) میله چوبى، سنجاق زدن به، باسنجاق محکم کردن، متصل کردن به، گیر افتادن
bend
(past: bent ; past participle: bent) ـ خمیدن، خمش، زانویه، خمیدگى، شرایط خمیدگى، زانویى، گیره، خم کردن، کج کردن، منحرف کردن، تعظیم کردن، دولا کردن، کوشش کردن، بذل مساعى کردن
tach
(tache =) ـ گیره، قلاب، سگک، چنگک، نوار اتصال، گیره یا قلاب زدن به
cleat
میخ ته کفش هاى ورزشى، گوه، گیره، با گوه و گیره محکم کردن
tache
(tach =) ـ گیره، قلاب، سگک، چنگک، نوار اتصال، گیره یا قلاب زدن به
pincer
گاز انبر، ماشه، گیره، (جانور شناسى) عضو گازانبرى جانوران (مثل خرچنگ)
trigger
ماشه، رها کردن، راه انداختن، ماشه اسلحه، گیره، سنگ زیر چرخ، چرخ نگهدار، ماشه (چیزى را) کشیدن واژه هاى شامل
holdfast
بند، عقربک، چفت، میخ، گیر، گیره، قلاب
retainer
حکم نگاهدارى و ضبط، ملازم، مستخدم، گیره