فرهنگ آریان‌پور

گیرنده

#۱۷۲٬۴۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

catchy

گیرنده، جاذب

۲

catcher

گیرنده، به دست آورنده

۳

getter

دریافت کننده، گیرنده، یابنده

۴

holder

دارنده، نگاه دارنده، گیرنده، اشغال کننده

۵

grantee

صاحب امتیاز، گیرنده، انتقال گیرنده

۶

receptor

پذیرایى کننده، پذیرنده غریبان و فراریها، دستگاه گیرنده، وان حمام، ستاره مساعد، گیرنده رادیو بازرگانی‌

۷

fetching

جذاب، دلربا، گیرنده

۸

mesmeric

مربوط بخواب مصنوعى، درحالت خواب مغناطیسى، گیرنده، جاذب

۹

live

زندگى کردن، زیستن، زنده بودن زنده، سرزنده، موثر، دایر live سگ‌

۱۰

mean

(past: meant ; past participle: meant) ـ میانه، متوسط، وسطى، واقع دروسط، حد وسط، میانه روى، اعتدال، منابع درآمد، عایدى، پست فطرت، بدجنس، آب زیرکاه، قصد داشتن، مقصود داشتن، هدف داشتن، معنى و مفهوم خاصى داشتن، معنى دادن، میانگین mean زیست‌ شناسی‌

۱۱

snappish

گاز گیر، کج خلق، خشمگین، داراى مزه بد

۱۲

interesting

تنزیل، سود، بهره، علاقه، مصلحت، دلبستگى علاقمند کردن، ذینفع کردن، بر سر میل آوردن، جلب توجه کردن interest