فرهنگ آریان‌پور

گیرایی

#۱۷۲٬۳۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

kick

لگدزدن، با پا زدن، لگد، (در تفنگ) پس زنى، (مشروب) تندى kick عامیانه‌

۲

pull

کشیدن، به طرف خود کشیدن، کشش، کشیدن دندان، کندن، پشم کندن از، چیدن

۳

draw

(past: drew ; past participle: drawn) ـ کشیدن، رسم کردن، قرعه کشیدن، قرعه کشى، بیرون کشیدن، دریافت کردن، کشش

۴

charm

افسون، طلسم، فریبندگى، دلربایى، سحر افسون کردن، مسحور کردن، فریفتن، شیفتن cuteness

۵

drama

درام، نمایش، تئاتر، نمایشنامه

۶

allure

به طمع انداختن، تطمیع کردن، شیفتن

۷

piquancy

تند و تیزى، زنندگى، گوشه دارى، طعنه آمیزى

۸

presence

پیشگاه، پیش، درنظر مجسم کننده، وقوع و تکرار، حضور

۹

spiciness

خوشمزگى، تند و تیزى

۱۰

atmosphere

پناد، کره ى هوا، جو، واحد فشار هوا، فضاى اطراف هر جسمى (مثل فضاى الکتریکى ومغناطیسى) ادبیات‌ و هنر colors

۱۱

attraction

کشش، جذب، جاذبه، کشندگى

۱۲

fascination

شیدایى، افسون، جذبه