فرهنگ آریانپور
گیرایی
#۱۷۲٬۳۹۰
kick
لگدزدن، با پا زدن، لگد، (در تفنگ) پس زنى، (مشروب) تندى kick عامیانه
pull
کشیدن، به طرف خود کشیدن، کشش، کشیدن دندان، کندن، پشم کندن از، چیدن
draw
(past: drew ; past participle: drawn) ـ کشیدن، رسم کردن، قرعه کشیدن، قرعه کشى، بیرون کشیدن، دریافت کردن، کشش
charm
افسون، طلسم، فریبندگى، دلربایى، سحر افسون کردن، مسحور کردن، فریفتن، شیفتن cuteness
drama
درام، نمایش، تئاتر، نمایشنامه
allure
به طمع انداختن، تطمیع کردن، شیفتن
piquancy
تند و تیزى، زنندگى، گوشه دارى، طعنه آمیزى
presence
پیشگاه، پیش، درنظر مجسم کننده، وقوع و تکرار، حضور
spiciness
خوشمزگى، تند و تیزى
atmosphere
پناد، کره ى هوا، جو، واحد فشار هوا، فضاى اطراف هر جسمى (مثل فضاى الکتریکى ومغناطیسى) ادبیات و هنر colors
attraction
کشش، جذب، جاذبه، کشندگى
fascination
شیدایى، افسون، جذبه