فرهنگ آریان‌پور

گیراندن

#۱۷۲٬۳۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

ignite

آتش زدن، روشن کردن، گیراندن، آتش گرفتن، مشتعل شدن

۲

catch

(past: caught ; past participle: caught) ـ گرفتن، از هوا گرفتن، به دست آوردن، جلب کردن، درک کردن، فهمیدن، دچار شدن به، عمل گرفتن، اخذ، دستگیره، لغت چشمگیر، شعار

۳

inflame

بر افروختن، به هیجان آوردن، (پزشکى) داراى آماس کردن، ملتهب کردن، آتش گرفتن، عصبانى و ناراحت کردن، متراکم کردن