فرهنگ آریانپور
گیرانداختن
#۱۷۲٬۳۷۹
mesh
سوراخ تور پشه بند، سوراخ، چشمه، شبکه، تنیده، بافته به دام انداختن، گیر انداختن، شبکه ساختن، تور ساختن، جور شدن، درهم گیر افتادن (مثل دنده هاى ماشین)، تور مانند یا مشبک کردن
hitch
پیچ و خمیدگى، گرفتارى، مانع، محظور، گیر، تکان دادن، هل دادن، بستن (به درشکه و غیره)، انداختن
snare
دام، تله، بند، کمند، به دام انداختن، با تله گرفتن
engage
به کار گماشتن، گرفتن، استخدام کردن، نامزد کردن، متعهد کردن، از پیش سفارش دادن، مجذوب کردن، درهم انداختن، گیر دادن، گرو گذاشتن، گرودادن، ضامن کردن، عهد کردن، قول دادن
corral
آغل، جاى اسب و گله، دفاعى که از واگن و عرابه مى سازند، حصار درست کردن، احاطه کردن
enchain
زنجیر کردن، در زنجیر نهادن، محکم نگاه داشتن، مقید ساختن