فرهنگ آریان‌پور

گیرافتادن

#۱۷۲٬۳۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

bog

باتلاق، سیاه آب، گندآب، لجن زار، در باتلاق فرورفتن

۲

mesh

سوراخ تور پشه بند، سوراخ، چشمه، شبکه، تنیده، بافته به دام انداختن، گیر انداختن، شبکه ساختن، تور ساختن، جور شدن، درهم گیر افتادن (مثل دنده هاى ماشین)، تور مانند یا مشبک کردن

۳

hitch

پیچ و خمیدگى، گرفتارى، مانع، محظور، گیر، تکان دادن، هل دادن، بستن (به درشکه و غیره)، انداختن

۴

wedge

گوه، گوه (goveh)، با گوه نگاه داشتن، با گوه شکافتن، از هم جدا کردن