فرهنگ آریان‌پور

گیر شده - جای -

#۱۷۲٬۳۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

rooted

(گیاه شناسى) ریشه، بن، اصل، (در جمع) اصول، بنیاد، بنیان، پایه، اساس، سرچشمه، زمینه، ریشه کن کردن، داد زدن، غریدن، از عددى ریشه گرفتن، ریشه دار کردن، ریشه root